وقتی کوچک بودم

وقتی کوچک بودم

فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند و ترس برم میداشت ...

بزرگ که شدم دیدم بعضی آدما چقــــــدر کوچکند

و بیشتر ترسیدم



آلفرد هیچکاک
دیدگاه ها (۷)

صبح و ِطلوع شعر و غزل ، ناشتای تویعنی سلام ، زنده شدم با دعـ...

ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﻨﻔﯽ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺨﻠﯿﻪ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺻﺪﻣﻪﻧﺰﻧﺪ؟ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﻨﻔﯽ...

انسانیت غذا دادن به گدا نیست! ...

از رها کردن نترسباور کن هیچ کس نمی تواندچیزی که مال توست را ...

وقتی بچه بودم از روح می‌ترسیدموقتی بزرگ شدم فهمیدم آدما ترسن...

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

‏🐥[۱۴:۰۲ ~ ۱۴:۰۳ به وقت کره]•عکس•کی بیشتر شبیه بچس؟‏ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط