سناریو درخواستی
سناریو [درخواستی]
تی اکس تی
وقتی از کمپانی برمیگردن میبینن عروسک خرسی بزرگمون رو بغل کردیم بخوابیدیم
سوبین:کیوتی من
یونجون:شوهر عزیزت از سر کار خسته کوفته برمیگرده به جای اینکه بیای بغلش کنی ببوسیش عروسک خرسیتو بغل کردی خوابیدی واقعا که(با صدای بلند)
تهیون:(عروسک رو از بغلت در میاره خودشو جایگزینش میکنه)
بومگیو:خرسم نشدیم
کای:(خرسو از بغلت میاره بیرون براید استایل بغلت میکنه میبره رو تخت محکم از پشت بغلت میکنه)
تی اکس تی
وقتی از کمپانی برمیگردن میبینن عروسک خرسی بزرگمون رو بغل کردیم بخوابیدیم
سوبین:کیوتی من
یونجون:شوهر عزیزت از سر کار خسته کوفته برمیگرده به جای اینکه بیای بغلش کنی ببوسیش عروسک خرسیتو بغل کردی خوابیدی واقعا که(با صدای بلند)
تهیون:(عروسک رو از بغلت در میاره خودشو جایگزینش میکنه)
بومگیو:خرسم نشدیم
کای:(خرسو از بغلت میاره بیرون براید استایل بغلت میکنه میبره رو تخت محکم از پشت بغلت میکنه)
- ۲۲.۰k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط