همه ی آدم ها یک روزی یک جایی

همه ی آدم ها یک روزی یک جایی
یکی را دوست خواهند داشت...
یکی ممکن است درهجده سالگی دلبسته شود...
و دیگری درچهل سالگی...
یکی ممکن است هروز بگوید دوستت دارم
و دیگری در سکوتش غرق در دوست داشتن باشد!
اما چه تلخ میشود زمانی که کسی را دلبسته خود کنیم و بعد بیخیالش بشویم...
حال خدا نکند آدمی را که عاشق کرده ایم کسی باشد که با خود عهد بسته دل نبندد...
و بعد در اوج روشن کردن احساس و دوست داشتنش او را ترک کنیم...
فرق نمیکند هجده سال دارد یا چهل سال...
همین که دل ببندد و شکست بخورد
برای همیشه دردی در قلبش خواهد ماند که با برگشت آدم ها هم دیگر آن دل،دل نمیشود!
دیدگاه ها (۹)

به خاطر خودت می‌گویمکه سردت نشودکه دلت نلرزدکه ترس برت ندارد...

تابستان دارد،حریصانه چمدان خود را می بنددانگشت به چانه ایستا...

army_aa is talking:📜: سطر اول داستان ما...Part 3چند روز از ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط