دیانا:با بغضی که داشت اذیتم میکرد پاشدن و رفتم توی حیاط.

دیانا:با بغضی که داشت اذیتم میکرد پاشدن و رفتم توی حیاط. روی نیمکت نشستم که بعد از چند مین حس کردم کسی کنارم هست.
شروع کرد به حرف زدن که یهو بهم گفتش که عاشقمه. یه پوزخند کوچکی زدم که ناخواسته سرم رو گذاشتم روی شونش و محکم بغلش کردم.
چند مین گذشت و بعد از توی بغلش اومدم بیرون که فهمیدم چه گندی زدم.
بهش گفتم که منم دوستت دارم و بعد هم با هم رل زدیم و شدیم اولین زوج اکیپمون.وقتی که حالم خوب شد دست در دست ارسلان رفتیم سر کلاس‌
آرمین:شب با بچه ها رفتیم رستوران. بعد از همه جی فهمیدیم که ارسلان و دیانا با هم زوج شدن، همچنین چند تا زوج دیگه هم لو رفت .
متین و نیکا باهم ، محراب و مهشاد باهم، ژانیس و امیر انکا با هم، پانیذ و ممد باهم و البته رضا و مهدیس هم با هم رل زدن. منم از اون موقعیت استفاده کردم و جواب بله رو از ستایش گرفتم و باهاش رل زدم.
دیدگاه ها (۴۶)

چند ماه بعد:دیانا:یه روز توی خونه نشسته بودن که یه پیام به گ...

سحر:از رابطه ی ارسلان و دیانا حرصم می‌گرفت. یاد روزایی که با...

درخواستی:)

ادیتم از اردیا اصکی ببینم دهنتو میگام

Novel panleo ♡ #part⁵⁶ ♡『 paniz 』مچ دستم رو سمت خودم کشیدم و...

𝒌𝒉𝒊𝒚𝒂𝒏𝒂𝒕 𝒅𝒖𝒓𝒐𝒒𝒉𝒊𝒏𝘍𝘈𝘚𝘓 𝟑⃠ 𝔓𝔞𝔯𝔱 ¹⁷رد تیر و دنبال کرد و تا به م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط