وقتی دخترشو دوست نداشت

وقتی دخترشو دوست نداشت

𝕡𝕒𝕣𝕥⁴

۴ سال بعد

ا.ت دیگه اون ا.ت قبلی نبود اون
بهترین دنسر کیپاپ بهترین رپر کیپاپ بهترین ........ خلاصه اون بهترین بود تو دنیا ولی کسی قیافه اون رو ندیده بود اون همیشه با بالماسکه میومد و اجرا می‌کرد امشب مراسم ماما اما نه متفاوت امشب ناشناس قرار بود صورتشو نشون بده آ.ت استرس داشت میدونست پدرش و گروه پدرش پیشرفت کرده اون خیلی نگران بود تازه به کمپانی رسیده بود اون روز موهاش رو دودی کرده بود هر هفته موهاش رو رنگ می‌کرد رفت تو اتاق میکاپ و بعد از میکاپ لباسش رو پوشید همراه با شنل و بالماسکه وارد صحنه شد بعد از سخنرانی یک کبریت گرفت و روشن کرد انداخت روزمین و شنلش سوخت .......
دست
جیغ
و داد
همه جا رو پر کرده بود
همه منتظر بودند ببینن که کی پشت اون نقاب دستش رو برد پشت سرش ماسکشو باز کرد تهیونگ و اعضا خشکشون زده بود یعنی اون آ.ت کوچولوشون بود که رقیب بودن
ا.ت : منو شناختی پدر ؟
ا.ت : منتظرم بودی ؟
همه فن ها تعجب کردن
تهیونگ اومد بالای استیج تعجب کرده بود اون همون ا.ت بود که به خاطرش این همه گریه کرد دستشو رو صورت ا.ت گذاشت
و بغلش کرد .......

آم بایا
دیدگاه ها (۸)

وقتی دخترشو دوست نداشت𝕡𝕒𝕣𝕥⁵تهیونگ : آ.ت فرشته لطفا برگرد ا.ت...

شیدا🩷

پوستر فیک کوک تغیر کرد

عصـاره آبـ ✧ آتـشـ p̷a̷r̷t̷⁵فلش بک به فردا صبح ا.ت ویو صبح...

Part 11یونا ویو با دل درد بدی بیدار شدم دیدم تهیونگ بغلم خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط