تو قطعا یه پسر انسان نما هستی!

تو قطعا یه پسر انسان نما هستی!
لینو/ا.ت
P:4

مینهو تو این مدت دوستای زیادی پیدا کرده بود که اتفاقا یکی از همون افراد اون روز کنارش بود و وقتی دید که مینهو به تو و دوستت خیره شده، شروع کرد به حرف زدن..

دوست مینهو: تو از اون دختر خوشت میاد؟
مینهو: چی؟
دوست مینهو: تو بهش خیره شدی..برای همین پرسیدم ازش خوشت میاد؟
مینهو: نبابا😅
دوست مینهو: خب بهرحال باید بدونی که اون دختر ل٫زبی٫نه!
مینهو: تو از کجا مطمئنی؟
دوست مینهو: نگاش کن که چجوری موهای دوستش رو نوازش میکنه؟
-دوستای معمولی که اینکارارو نمیکنن
مینهو: اینکه موهای دوستش رو نوازش می‌کنه دلیل منطقی برای اینکه بگی اون ل٫زبی٫نه نیست!
دوست مینهو: خب این منطقی نیست باشه، رفتار های دیگش چی؟ اون..یجوری به دوستش نزدیک میشه و بغلش می‌کنه و هواشو داره که هرکی ببینه همچین فکر می‌کنه!
-حتی اون زمانی که شخص دیگه ای نزدیک دوستش میشه جوری حسودی می‌کنه که...
مینهو: هی پسر کافیه دیگه ادامه نده!
-تو نمیتونی کسی رو بدون دونستن واقعیت قضاوت کنی!

مینهو بعد از زدن این حرف از کنار دوستش بلند شد و به طرف تو اومد..
جلوت ایستاد و تا تو متوجه حضورش بشی.
سرت رو بلند کردی و بعد از دیدن مینهو یه لبخند دندون نما زدی و سلام کردی..

ا.ت: چیزی شده مینهو؟
مینهو: میشه باهات حرف بزنم ا.ت؟
ا.ت: اوه آره حتما
مینهو: بیا بریم یجای خلوت تر
ا.ت: اومم باشه

اون دونفر باهم رفتن سمت یه گوشه خلوت تر تا راحتر باهم حرف بزنن..!

مینهو: ا.ت من..الان چیزی رو از دوستم شنیدم که می‌دونم واقعیت نداره اما میخام مطمئن بشم..!
ا.ت: چیشده؟
مینهو: اون..اون بهم گفت که تو..تو ل٫زبی٫نی..

با شنیدن این جمله اول شوک شدی ولی بعدش خندت گرفت..اما نه بخاطر مسخره بودن این موضوع بلکه بخاطر چهره ناز و دوست داشتنی مینهو که حالا کمی سرخ شده بود..🥹🤏

ا.ت: مینهو شی تو قطعا یه پسر انسان نما هستی!
مینهو: چی؟😳
ا.ت: من مطمئنم که تو یه گربه‌ای و داری ادای انسان هارو درمیاری..!
مینهو: من یه گربم؟
ا.ت: آره تو یه گربه‌ای..تو خیلی نازی درست مثل یه پیشی🥹
-ولی خب حالا از بحث سوالی که پرسیدی دور نشیم..
-تو گفتی اون دوستت گفته من ل٫زبی٫نم؟
مینهو: آره
ا.ت: خب دوستت خیلی غلط کرده البته ببخشید هاا
-ولی باید بگم که رفتارهایی که با دوستم دارم همش از سر صمیمیت زیاد و مدت دوستی طولانیمونه وگرنه هیچ چیز دیگه ای بین منو اون نیست!
مینهو: می‌دونی که میدونستم مگه نه؟
-من فقط میخاستم مطمئن بشم🙄
ا.ت: آره می‌دونم گربه کوچولو

مینهو اول یه خنده گربه‌ای کرد اما تو لحظه لبخندش محو شد و نگاهش تبدیل شد به یه نگاه آتشین..

مینهو: می‌دونی ا.ت ما خیلی وقته که همو میشناسیم تو این مدت باهم خیلی وقت گذروندیم و باهم صمیمی شدیم اما می‌دونی چیه؟ من از همون روز اولی که تو اون مهمونی دیدمت ازت خوشم اومد!
-من عاشقت شدم و تا الان فقط سکوت کردم و از دور نگاهت کردم و وقتایی که کنارت بودم به عنوان دوستت کنارت بودم ولی حالا..از این به بعد میخام یچیزی بیشتر از دوستت باشم!
-و..لازم نیست همین الان جوابمو بدی بهش فک کن و تصمیمتو بگیر من منتظر میمونم.

مینهو داشت می‌رفت که تو دستش رو گرفتی و نذاشتی بره‌..
برگشت سمتت و بهت نگاه کرد..

مینهو: چیشد؟ به همین زودی تصمیمتو گرفتی؟
ا.ت: اگه الان بگم آره خیلی شبیه دخترای هول میشم؟
مینهو: فک نمیکنم چون تو حرف قلبت رو گوش کردی نه مغزتو پس این اسمش هول بودن نیست، عاشق بودنه!
ا.ت: خب پس با این حساب باید بگم که لی مینهو من خیلی دوست دارم!
-دقیقا مثل خودت همون روزی که تو مهمونی دیدمت ازت خوشم اومد..
مینهو: اومم پس اون نگاها بلاخره توجه بانو رو جلب کرده بود اره؟
ا.ت: کدوم نگاها؟
مینهو: یعنی میخای بگی متوجه سنگینی نگاهای کسی رو خودت نشدی؟
(درحالی که دستش رو میکرد تو جیب کتش این حرف رو زد)
ا.ت: پس..پس تو اونشب زل‌ زده بودی به من اره؟؟؟
مینهو: اوهوم..آخه می‌دونی تو اون خیلی خوشگل شده بودی برای همین من نمیتونستم نگاهم رو از رو ماه اون شب بردارم!
ا.ت: خیلی لاس میزنی مرد جوان..!
مینهو: باید بهش عادت کنی من از این به بعد قرارع بیشتر اینکارو بکنم
ا.ت: اون وقت چرا؟
مین هو: چون میخام تمام قلبت مال من باشه!

شاید باورتون نشه ولی اونا همینقدر راحت بهم اعتراف کردن🙂
باید بدونید که بعد از اون روز خیلی بیشتر همو دیدن و بیشتر باهم وقت گذروندن..
بین خودمون باشه ولی ا.ت به عنوان اولین قرارش با مینهو رفت خونشون تا گربه هاش رو ببینه🙄🫢(درجریان گربه ها هستید دیگه نه؟)
End.
دیدگاه ها (۸)

تو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:3به محض اینکه سرت رو...

تو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:2تو اون موقعیت تو هم...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط