بخند

بخند
بخند که خنده های تو بنیاد ظلم را بی بنیاد می کند
این خنده ها امید را در دل شکسته ام ایجاد می کند
بخند تا بلرزد کاخ ظلم وستم و ویران شود ظالمتکده
که این خنده ها هر چه پرنده اسیرست آزاد می کند
بخند که بیتو ندارد دنیا ارزشی ای معصوم کودک من
و این خشم تست که جهان سرمایه را برباد میکند
بخند ای گل ناز عشق ای امید سرخ بهاران زندگی
که این اشکم گرسنه توست که نان را فریاد می کند
میدواند خون رزم را خنده های تو در رگ رگ وجودم
تا گیرم گلوی دشمنت در عشقت مرا فرهاد میکند
می اندوزد پول بر پول از آبله دستان شما سرمایدار
بازنجیر ستم در هر کرانه قصر های زرینی آباد میکند
هر که با منست رفیق و هم عهد و هم پیمان نیز
میرزمد برایت و ترا در هر عهد وفا با مهر یاد میکند
دیدگاه ها (۱)

{فریادی تا عمق آزادی} هنگامه سکوت است درد در کوچه باغهای زن...

(چگونه فولاد آبدیده میشود) امروز خواستم کنم دیداری از تو چون...

ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ ﮐﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺟﻤﻌﺸﺎﻥ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ......

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

مردم عزیز و مسئولین گرامیاستقبال چینی ها از ترامپ ملعون واقع...

💠حکمت های مهدوی :غیبت طولانی «... فَقَدْ وَقَعَتِ الْغَیبَةُ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط