چی میشد اگر بلد بودیم حسمونو همونجور که واقعا هست درک کنی

چی میشد اگر بلد بودیم حسمونو همونجور که واقعا هست درک کنیم و همونقد صادقانه به زبون بیاریمش؟
چی میشد اگر علاقه‌مونو به اونکه شب و روزمون شده، میرفتیم میگفتیم و مطمئنم بودیم اونم حرف واقعی دلشو بهمون میزنه؟
مثلا عاشق یکی میشدیم، میرفتیم میگفتیم فلانی چند وقته از خواب و خوراک افتادم بس که تو فکرتم و اونم میگفت چقد منتظر بودم بیای اینو بگی... چقد مطمئن بودم میای میگی!
چی میشد اگه غرور نبود... شک نبود... بی‌اعتمادی و ترس نبود؟
چی میشد اگه آدما جای اینکه برا هم تو تنهایی بمیرن، وارد زندگی هم میشدن و برا هم زندگی میساختن؟
چی شد که انقد سخت شد یه دوست داشتنِ ساده؟؟🔥
دیدگاه ها (۳)

قصه ی من و تو قصه ی آسمان و زمین است...هیچ وقت به هم نمی رسی...

من از تبار زنان سختکوش ام...مهم نیست آخرین سونامی زندگی ام ک...

بنویس... چرا مادر شدم🖤

با همدیگر حرف بزنید ...که حرف منشا چشمه ی زلالِمحبتِ زن و مر...

چندپارتی تهیونگ p⁵___ویو تهیونگ____روزها میگذشت و ما...مثل د...

Change in time / p.3

دوست پسر قا/تل ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط