پیکرتراش پیرم و با تیشۀ خیال

پیکرتراش پیرم و با تیشۀ خیال
یک‌شب تورا ز مرمر شعر آفریده‌ام...
دیدگاه ها (۱)

آنچه در پشت نقاب من رسوا دیدی درد هجریست که با خنده کمی پنها...

تمنایی زِ تو دارم؛ بمانی یادِ من هر شب...که من هم با خیالِ ت...

او بِه خونَم تِشنِه و مَن بَر لَبَش تا چون شود؛🌸کام بِستانَم...

_lهر گاه تورا دیدم گفتم « گر زِ چشمانت بگویم شهر بی پایان شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط