جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست

جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست

جدا مشو که مرا طاقت جدائی نیست

مدام آتش شوق تو در درون منست

چنانکه یکدم از آن آتشم رهائی نیست

وفا نمودن و برگشتن و جفا کردن

طریق یاری و آئین دل ربائی نیست

ز عکس چهرهٔ خود چشم ما منور کن

که دیده را جز از آن وجه روشنائی نیست
دیدگاه ها (۱)

‏تو اگر خویشِ منی ‏پیشِ منی‏ نیش چرا؟!‏میکنی قلبِ مرا عرصه ی...

برای دیدن چشمانت برای لمس دستانت برای با تو بودن تا قیامت صب...

دلت که گرفته باش شلوغترین مکانها، تنهایی ات رابه رُخت می کشن...

زندگی آهسته تر من خسته امکوله بار پاره ام را بسته امزخم پایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط