تو به من خندیدی
تو به من خندیدی
و نمی فهمیدی
در پس سردی آن خنده تلخ،
دلکی می میرد
و نمی دانستی
که حضورت چه بسا زنده کند جانم را
وچه بندی بزند چینی بشکسته این قلبم را ...
تو بخند
و بمان وبدان که به قول سهراب:
تو مرا یاد کنی یا نکنی،
باورت گر بشود گر نشود
حرفی نیست
نفسم می گیرد
در هوایی که نفسهای تو نیست!
و نمی فهمیدی
در پس سردی آن خنده تلخ،
دلکی می میرد
و نمی دانستی
که حضورت چه بسا زنده کند جانم را
وچه بندی بزند چینی بشکسته این قلبم را ...
تو بخند
و بمان وبدان که به قول سهراب:
تو مرا یاد کنی یا نکنی،
باورت گر بشود گر نشود
حرفی نیست
نفسم می گیرد
در هوایی که نفسهای تو نیست!
- ۳۵۲
- ۲۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط