ساز تــارم

ساز تــارم
از تو ،و آهنـگ توست

ایـن غـزلها
بی سبب همرنگ توست

رفتی امّـا
جان چشمـانت بـگو

حس نکردی
یک نفـر دلتنگ تـوست
دیدگاه ها (۱)

کاش "قلبم" درد "تنهایی" نداشت "چهره ام" هرگز "پریشا...

می نشینم در برت.. دست در دست،، چشم در چشم...

رهـا میشـومدر خوشـبختی....وقتـیمیگویـم:کجـایے؟!تــــــــــــ...

خــدایا دلم سوخت ڪارے بڪنهرآنچہ خودﺕﺩوست دارے بڪنهوس ڪرده ام...

دلتنگی

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

آقا جان ، خوشحالم از اونایی نبودم که حتی برای لحظه ای بهت شک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط