دربیتوسرما

...
ﺑﯿﺎ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﮐﻪ ﺯ ﺩﻭﯼ ﻭﻫﺠﺮ ﭼﻪﻫﺎ ﮐﺸﯿﺪﻩﺍﻡ
ﺑﯽ ﻧﻮﺍ ﺩﻝ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﻦ ، ﭼﻪ ﺭﻧﺞﻫﺎ ﮐﺸﯿﺪﻩﺍﻡ

ﺩﻧﯿﺎﯼ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﺣﺎﻻ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺗﻮﺳﺖ
ﺟﺎﯾﯽﻧﺪﺍﺭﻡدرﺯﻣﺴﺘﺎﻥ‌بی‌تو‌سرما ﮐﺸﯿﺪﻩﺍﻡ

ﭼﺸﻢ ﺑﺮﺩﻟﻢ ﺑﺴﺘﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﻨﻢ
ﭼﻪﺷﻮﺭﯾﺴﺖﺩﺭﺩﻟﻢکهﺍﺯﻋﺸﻖشما ﮐﺸﯿﺪﻩﺍﻡ

ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﮐﻬﻨﻪﺍﻡ ﺭﺍ ﻫﻤﻪﺗﻮﯾﯽ
ﺩﻝ ﺑﻬﺎﻧﻪﮔﯿﺮ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﻧﺪﺍﻧﯽﭼﻪﻫﺎ ﮐﺸﯿﺪﻩﺍﻡ

ﻭﺍﮊﻩﻭﺍﮊﻩﻧﺎﻣﺖﺩﺭﮔﻮﺵﻣﻦﻃﻨﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺯﺍﺳﺖ
ﺑﺎﭼﺸﻤﺎﻥﻣﺴﺖﺗﻮﺑﺪﺍﻥﺳﺨﺘﯽها ﮐﺸﯿﺪﻩﺍﻡ

ﺳﺎﺩﮔﯽﻭﺟﻮﺩﻣﻦ ﭼﻮﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﻋﺸﻖﻧﺪﺍﺳﺖ
ﺩﺭﺍﯾﻦﻏﺰﻝ ﮐﻪ ﮔﻢﺷﺪﻩ ﭼﻪﺩﺭﺩﻫﺎ ﮐﺸﯿﺪﻩﺍﻡ
‏( ﻧﺪﺍ ‏)
#سروده_های_عاشقانه
https://telegram.me/RomanticPoem
دیدگاه ها (۹)

زلف تو نقش ظریفی است خودت می‌دانیبیتی از دفتر عشق است خودت م...

...من ‌ باز چون ‌خزانم از هجر تو عزیزمزودا که برغم‌هجر جان ...

غرق دریای نگاهت هستم و تو نیستیدست‌درزلف‌سیاهت‌هستم وتو نیست...

...گاه رفتن آمدی نا مهربانی می‌کنیمی‌ روی ‌با نا رفی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط