صدای شر شر باران خیابان را به وجد اورد

صدای شر شر باران خیابان را به وجد اورد
شکوه جنگل و کوه و بیابان را به وجد اورد
گلوی ناودان تر شد غبار کوچه ها را شست
درخت و باغ و صحرا و گلستان را به وجد آورد
به صحرا لاله های واژگون دامن کشان رستند
شقایق های وحشی شوره زاران را به وجد آورد
به روی پهنه ی دریا شلال زلف را می ریخت
در اعماق دل آب آبزیان را به وجد آورد
غرور زعفران بشکست و زردی سبز شد کم کم
گلستان را گلستان و خراسان را به وجد آورد
تو را بی چتر میدیدم به زیر قطره های عشق
نگاهت قطره های ریز باران را به وجد آورد
(من از چشمان خود اموختم رسم محبت را)
چو دید آن چهره ی زیبا تن و جان را به وجد آورد
دیدگاه ها (۲)

ماندانا زندیان شاعر اصفهانی

پانته‌آ صفایی

#لب_های_خشکیدهباد ملایم بهاری پوست صورت را به نرمی نوازش می‌...

#انرژی_مثبت #عاشقانه_ها #شعر_فارسی #اشعار_ناب #ترانه_اصیل #ک...

گریه نکن اون برنمیگرده(:💔#شهر_دور #جیهال#سینم_اونسال #اوزان_...

alone

دیوث به این میگن

#موزیک_عاشقانه

امان از دوری و دلتنگیای وقت و بیوقت اونیکه باعث حال خوبته و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط