love or friend

love or friend
part5

یک هفته بعد
تو دانشگاه بودم داشتم ازش عکس میگرفتم
تهیونگ: باز داری عکس میگیری
ا/ت: تو اینجا چیکار میکنی
تهیونگ: این عکسارو میخوای چیکار
ا/ت: فک نکنم بهت ربطی داشته باشه
تهیونگ: ببین کوچولو
ا/ت: به من نگو کوچولو من اسم دارم اسمم هم ا/ت
تهیونگ: از نظر من کوچولویی بزار اینو بهت بگم از گووان خوشت میاد
ا/ت: ها چی من نه نمیاد نمیدونم چی باعث شده همچین چیزی فک کنی
تهیونگ: خیلی چیزا هست هرجا میریم میای دنبالمون پاش زخمی میشه میری براش چسب بخری دیگه ازش عکس میگیری
ا/ت: نه اینطور که فک میکنی نیست بزار بعد بهت میگم
تهیونگ: نه باید همین الان بگی
ا/ت: نمیخوام
تهیونگ: فردا میخوایم بریم گردش گروهی توهم که میای
ا/ت: اره میام
تهیونگ: همین الان بهم بگو دوسش داری بدست اوردن دلش خیلی راحته
فقط باید بهت بگم که چیکار کنی
اینو گفت و رفت
ا/ت: هی صب کن
استاد: خانم پارک
ا/ت: ها بله استاد
استاد: یه لحظه میتونی کمکم کنی..

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۶)

love or friend part6فرداخواستیم بریم سوار اتوبوس بشیم تهیونگ...

love or friend part7تهیونگا/ت: میخوام با هنذفری اهنگ گوش بدم...

love or friend part4فردا رفتم به دانشگاه گووان و همون پسره ت...

love or friend part3دوستش اومد سمتمتهیونگ: چیکار میکردیا/ت: ...

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

love Between the Tides⁶⁴ا/تاز خواب بیدار شدم رفتم صورتم رو ش...

I loved be angel PART 28ادمین . ا/ت ترسید و پاهاش رو تند تند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط