بعضی رابطه ها هم، مثل "وسط بودن در صف نانوایی" است.

بعضی رابطه ها هم، مثل "وسط بودن در صف نانوایی" است.


آدم فکر می کند چون چند دقیقه ایستاده است باید حتما برسد آن جلو و نان اش را بگیرد. نه آن قدر سر ِ صف است که بگیرد و نه آن قدر ته، که راحت بزند بیرون. با خودش می گوید من که پنج دقیقه ایستاده ام، و هی کش می دهد. نه این نان برای اوست و نه این صف.


نترسید بابا جان ! آرام بزنید بیرون. جایی دیگر کسی را دوست خواهید داشت.
دیدگاه ها (۹)

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

پارت ۱۸چند هفته گذشت.من و جونگکوک به هم نزدیک‌تر شدیم.اما هن...

بعضی از علائم آخرالزمان و نزدیکی ظهور امام زمان عجل اللهشکم،...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

کافه یا کلاب شبانه؟یک پوستر اینستاگرامی، یک شماره کارت و چند...

شجاعت در سایه

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

باران شدیدی روی شیشه‌های عمارت می‌کوبید.ا.ت با اخم جلوی پنجر...

پارت دوم:اولین قدمی که کمیل داخل شرکت گذاشت، با موجی از شلوغ...

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 13چویا برای لحظه ای دستانش را مش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط