ازلابلای دفتر خاطراتم،

ازلابلای دفتر خاطراتم،
بوی پاییز می آید...
ومن،
درسطر سطر آن،
برگ برگ آن،
در حال ریزشم...
ورق می خورم و،
باز..
نگاه می کنم...
من،
و..
تـو،
همچون برگ های پاییزی،
سالهاست که برباد رفته ایم....
دیدگاه ها (۳)

خدایــــــــا...من دلم قرصــــــــــه!!کســـــــی غیر از تو ...

✍اونــــــــے کــــہٍ عـشـقو به بازے میـگیـره شـــایـد در نظ...

بالاخره خنده های یک نفر باید چیزی را آب کند. یا خنده های ...

والا...

ادامه پارت ۲...هر بار ات جیغ می‌کشید. هر بار صدایش تو زیرزمی...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط