سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد

سکوت کوچه های تار جانم، گریه می خواهد
تمام بند بند استخوانم گریه می خواهد
بیا ای ابر باران زا، میان شعرهای من
که بغض آشنای ابر گریه می خواهد
بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم
و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد
دیدگاه ها (۱)

این اخرین کلامی است که باتومیگویم،این اخرین کلام من است.ازهی...

من خدا را در قلب کسانی دیدم،که بی هیچ توقعی،مهربانند...

ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ؛ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ... ﯾﺎ ﻏﯿﺮﻋﻤﺪ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ...ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺁﻧﻘﺪﺭ...

ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ:ﭼﺘﺮﺑﯿﺎﻭﺭﻡ؟ﺷﺎﯾﺪﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺒﺎﺭﺩ!ﻣﯿﮕﻮﯾﯽ:ﺯﻭﺩﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﯾﻢ ﻣﮕﺮﭼﻘﺪﺭ...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط