اونـ_مالـ_منهـ

اونـ_مالـ_منهـ
Part22
و رفتم تو اتاق نشستم رو تخت بسته رو باز کردم رو کاغذ نوشته بود خیلی‌دوستت دارم از لحاظ اینکه عاشقتم میخوام باهم باشیم تا داشتم اخرشو. میخوندم ته با کلید یدک درو باز کرد

ته:خوب از دست کی فرار میکنی
بده بخونمش کوک دوباره نمیگممم

کوک:ته این بسته برای منه
قابل توجه تو

ته:بده کوک اعصابمو خورد نکن
بسته رو از دستش کشیدم و خوندم
بعد خوندن بسته اعصابممم خیلی خورددد شد

ته:دیدی بهت گفتم این به تو حس داره هاا میدونی عاشقته
دیگه حق نداری ببینیش

کوک:اما...

ته:همین که گفتم حق نداری ببینیش با تنها باشین

کوک:باشه منم میرم تو اون اتاق تا خواستم پاشم درد بدی احساس کردم و یهو احساس خیسی روی لباسم فکر کنم زخمش باز‌شده

ته:چیشد کوک خوبی بعد که دیدم لباسش خونیه
وایسا زنگ بزنم دکترر
زنگ زدم

کیم:بله تهیونگ

ته:کیم سریع بیا نیازت دارممم

کیم:باشه ولی چرا عجله داری

ته:زود باش حرفف نزن
بعد 30مین کیم اومد

کیم:چیشده

ته:نامزدمو زخمش باز شده خونریزی کرده

کیم:باشه
بعد20مین پانسمان و عوض کرد
کیم:زیاد فعالیت نداشته باشه خیلی بهتره

ته:کیم ما فردا میخوای بریم مسافرت

کیم:نگفتم نرید فقط گفتمم کمتر فعالیت کنه

ته:باشه ممنون
بعد اینکه کیم رفت رفتم پیش کوک

ته:اخه چرا دویدی

کوک:باید خودم میخوندم نه تو که اخرش...

ته:خوندم پس نیازی به دویدن نبود

صبح
از خواب بیدار شدم دیدم کوک بغلم خوابه اروم لب خودمو رو لبش گزاشتم که بعد 5مین بیدار شد

ته:پس بیدار شدی قشنگمم

کوک:اره چرا بدون اجازه میبوسیم اونم وقتی خوابم

ته:دوست دارم
شرط برای پارت بعدی
فقط بازنشر۲۰
دیدگاه ها (۷)

تا آخر ببین☺️🤗

خوبه صدام یکم تعقیر دادم 😅

#اونـ_مالـ_منهـPart21||ته:اوه تحریک شدم بیبیکوک:نه تروخدا من...

#اونـ_مالـ_منهـPart20کوک:ته بغلم کرد و حواسش به زخمم هم بود ...

ویو جونگ کوک : مثل هر روز بیدار شدم کار های روزانه ام رو کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط