بمان...
بمان...
ولی به خاطر غرور خسته ام برو...
برو...
ولی به خاطر دل شکسته ام بمان...
به ماندن تو عاشقم...
به رفتن تو مبتلا...
شکسته ام ولی برو...
بریده ام ولی بیا...
چه گیج حرف می زنم...
چه ساده درد می کشم...
اسیر قهر و آشتی...
میانِ آب و آتشم...
ببین چه سرد و بی صدا ...
ببین چه صاف و ساده ام...
گلی که دوست داشتم..
به دست باد داده ام...
چه عاشقانه زیستم..
چه بی صدا گریستم..
چه ساده با تو هستم و ..
چه ساده بی تو نیستم...
تو را نفس کشیدم و..
به گریه با تو ساختم..
چه دیر عاشقت شدم...
چه دیرتر شناختم…
ولی به خاطر غرور خسته ام برو...
برو...
ولی به خاطر دل شکسته ام بمان...
به ماندن تو عاشقم...
به رفتن تو مبتلا...
شکسته ام ولی برو...
بریده ام ولی بیا...
چه گیج حرف می زنم...
چه ساده درد می کشم...
اسیر قهر و آشتی...
میانِ آب و آتشم...
ببین چه سرد و بی صدا ...
ببین چه صاف و ساده ام...
گلی که دوست داشتم..
به دست باد داده ام...
چه عاشقانه زیستم..
چه بی صدا گریستم..
چه ساده با تو هستم و ..
چه ساده بی تو نیستم...
تو را نفس کشیدم و..
به گریه با تو ساختم..
چه دیر عاشقت شدم...
چه دیرتر شناختم…
- ۲.۲k
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط