ماه ابی

ماه ابی
پارت۳۰
‌
ویو کوک:
صب:
بلند شدم دیدم کنارم نیست رفتم تو اشپز خونه دیدم توی اشپز خونه دارن اعضا صبونه میخورن لنوام همینطور
جین:به به اقا بیدار شد
-صب همتون بخیر
+صب بخیر بیا اینجا بشین صبونتو اوردم(به صندلی بغلش اشاره کرد)
رفتم کنارش نشستم ولی خاب الود بودم واسم لقبمه درست میکردن و من میخوردم
جین:مگه بچس بزار خودش درس کنه
یونگی:حسود هرکز نیاسود
+همین که یونگی گف
جین:عیشش
رفتیم با اعضا رو مبل نشستیم ولی جین داشت کمک لنودمیکرد حرصم گرفته بود اما خابم میومد چون کنار ته نشسته بودم رو شونش خابم برد
ویو لنو:
جین کمکم کرد ظرفارو جم کنم یکم دقت کردم دیدم کوک رو شونه ته خابش برده جین رفته بود توی بالکن اشپز خونه رفتم کنارش
+چیشده؟
جین:هوم هیچی
+اگه هیچی پس چرا اینجوری هسی؟
جین:لنو
+هوم؟
جین:یچیز بگم
+هوم بگو
جین:من..من دوست دارم
+عاممم خب چیزه
جین:میدونم میدونم شوبرت کوکه اما یدون منم دوست دارم
از کنارم رفت پیش اعضا
+فیلم هندی نشد احیانن؟
هوپی:نه اصن نشد
+جیغغ
هوپی:هیس عه منم
+خب خوبه
هوپی:جین تورو خیلی وقته دوست داره ولی از وقتی که با کوک ازدواج کردی شکسته شده
+الان من باید چیکار کنم براش که شکسته نشه و مث قبل شه؟
هوپی:بهش توجه کن
+کوک عصبی میشه
هوپی:وقتای توجه کن که کوک نی جلو جینم زیاد به کوک توجه نکن
+هوم حله
ویو کوک:
بلن شدم دیدم جین کنارمه رو شونه نامی خابش برده به اشپز خونه دقت کردم دیدم کسی رفتم توی اشپز خونه دیدم توی بالکن صدای پچ پچ میاد رفتم ببینم چیه
هوپی:جین تورو خیلی وقته دوست داره ولی از وقتی که با کوک ازدواج کردی شکسته شده
+الان من باید چیکار کنم براش که شکسته نشه و مث قبل شه؟
هوپی:بهش توجه کن
+کوک عصبی میشه
هوپی:وقتای توجه کن که کوک نی جلو جینم زیاد به کوک توجه نکن
+هوم حله
عصبی شدم رفتم سمت یخچال مثلا تظاهر کردم اب خوردم لبخند سردی به لنو زدم
+عه چیشده کوک؟
جوابش ندادم صورتم خنثی شد و رفتم تو اتاق درم قفل کردم
بد چن لحظه صدای در اومد
-کیه
+منم باز کن
-نمیخاد برو
+چیشده؟
-هیچی
عصبی شد
+این در کوفتیو باز کن(داد)
-منم گفتم برو نمیخام(داد)
+کوک این درو باز کن ازت خاهش میکنم
-برو پیش عشقت همونی که بیشتر از من دوست داره همونی بد از ازدواج با من شکسته شد
+زر نزن بابا گلابی اول درو باز کن تابت بگم
-چیو میخای بگی؟
+همه چیو
-نمیخاد گورتو گم کن
+اینجا خونه‌مه ها کجا برم؟
-اوک پس من میرم
درو با پاش شکست همه درا شیشه ای بود وسطشون یکم دقت کردم دیدم رو شیشه ها داره راه میره و از پاش خون میاد رفتم سمت همون صخره قدیمی نگران لنو بودم
-اه اه چرا الان باید نگران لنو باشم اخه نه خب زنمه نمیشه ینس الا پاهاش خوبه
یه صدایی از پشتم اومد
+واست مهمه؟
برگشتم دیدم لنو سعی کردم توجه نداشته باشم
+هوم؟با توام
-ازینجا برو،برو پی زندگیت
+زندگیم تویی(چندش)
-اره خیلی اصا
+من نصف عمرم با کی بودم؟تو پس حرف نزن بلن شو بریم خونه
-من خودم خونه دارم نیازی نیست
+هس
-نیس
+هس
-نیس
+هس
-بسه برو
از پشت بغلم کرد
+هوپی فقط گفت کمی به جین توجه کنم تا کمی از شکستگی در بیاد همین
-هرکاری میخای بکن
+بدشم من زنتم ها
-خب طلاق میگیریم
+هوم اگر دلت میاد اوک
به زمین خیره شدم دیدم خطه قرمزی از کنار پام داره رد میشه برگشتم دیدم پاهای لنو توش شیشه رفته و ازشم کلی خون رفته ازم جدا شد جاشو با جام عوض کرد(چص‌فیل لطفاااااا)داشت میرفت عقب
-هی نکن اینکارو
+واست مهمه؟
-اره .. اره هست خیلیم هس ازت خاهش میکنم
بیشتر رفت عقب یه قدم داشتم میرفتم نزدیک که بگیرمش اما خودشو پرت کرد پایین سریع رفتم پاییندیدم بالاش و موهاش و دستاش و پاهاش رو هوا معلقن(ینی داشت وقتی سقوط میکرد اینا اومده بودن بالا)خودمو از صخره پرت کردم پایین و گرفتمش بیهوش شده بود هنوزم خون ریزی داشت
-چرا اخه اینکارارو میکنی فرشته کوچولوی من(تا دودیقه پیش میگفت گورتو گم کناااا🗿💔)
بردمش بیمارستان پاهاش بسته بودن با باند
‌
ادامش پارت بد-
دیدگاه ها (۶)

پارت۲

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p13دستام رو گذاشت...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

p¹⁷یه ماه بعد :ویو تهیونگیه حسی همش بهم میگفت کوک خیانت نکرد...

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط