زنگ زدم خونه خواهرم

زنگ زدم خونه خواهرم
بچه خواهرم گوشی رو برداشت
گفتم:
سلام،بگو مامانت‌صحبت کنه
گفت:
نمیشه‌ داله گلیه می تونه!!
گفتم:
بابات کجاست؟!
گفت:
دم دله،داله با آقا پلیسه صحبت می تونه!!
گفتم: داداش حامد کو؟؟؟؟
گفت:
اونم لفته بیمالستانالو بگلده!!
در حالی که داشتم از شدت نگرانی
سکته می کردم..........

بلند گفتم؛
مگه چی‌ شده..؟؟
گفت؛
من گم شدم!!
گفتم: مگه الان کجایی؟؟!!
گفت: زیل تخت.........
..تف تو روحت بچه..
...........................................................
دیروز توی گوگل.......
تاریخچه‌خود‌گوگل‌رو سرچ کردم
بیچاره‌ ذوق مرگ شده بود!!
پیغام داد:
بلاخره‌ یکی پیدا شد که من رو بخاطر
خودم بخواد..!!
دیدگاه ها (۸)

امروز یه بازار یاب جارو برقی آمددر خونمون رو زدتا درو وا کرد...

ارایشگاه محل مادر و دیوارش پر عکس دیوید بکهامو کریستین رونال...

یارو میره تعلیم رانندگیوقتی بر میگرده بهش میگن........فضای ت...

ملاک بعضی دخترا برای ازدواج......تیپ و قیافه،ریکی مارتین!!هی...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

آیا هر عشقی از نفرت شروع می شود?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط