چه شد در من...؟نمیدانم!

چه شد در من...؟نمیدانم!
فقط دیدم پریشانم!
فقط یک لحظه فهمیدم
که خیلی دوستت دارم....
دیدگاه ها (۱)

نامه ات را هنوز میخوانمگفته بودی بهار می‌آییمی‌نویسم قطار ، ...

...نمی دانی چقدر خسته امدر من زنیتمام راههای رسیدن به تو رای...

بگو چگونه صدایت کنم؛که برگردی!H{f.f.e}

باز با گریه به آغوشِ تو برمی گردمچون غریبی که خودش را برساند...

پر از بغضم پر از دردم غم انگیزم پریشانم فقط از حال خود اینقد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط