بانوی‌ من‌...

بانوی‌ من‌...
رسوایی‌ِ قشنگ‌!
با تو خوش‌بو می‌شوم‌.
تو آن‌ شعر باشکوهی‌ که‌ آرزو می‌کنم‌
امضای‌ من‌ پای‌ تو باشد!
تو معجزهٔ زرین‌ و لاجوردی‌ کلامی!
مگر می‌توانم‌ در میدان‌ شعر فریاد نزنم‌:
دوستت‌ می‌دارم‌،
دوستت‌ می‌دارم‌،
دوستت‌ می‌دارم‌...؟!

✍🏻#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۰)

ای برق خنده‌هایت، از آفتاب خوش‌تر...✍🏻#حسین_منزوی

من پر از دوست داشتنِ توامپر از ذراتِ معلقِ عشقتپر از آغوشی ک...

هر که مقصودش تو باشی تا نفس دارد بکوشد.✍🏻#سعدی

عشق آدم را به جاهای ناشناخته می‌برد،به ایستگاه‌های متروک،به ...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

ان لحظه سر از پا نمی شناختم . پریسا برای من بود  ان چشمانش  ...

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط