کاش عطر تن من، با عطر تن او در هم بیامیزد...
کاش عطر تن من، با عطر تن او در هم بیامیزد...
و این همان رویاییست که زیاد مرور میشود، در باوره ما...
اشکالش این است که زود از دهن می افتد و سرد شدن، مثل سقوط است...
از کوهی که با اشتیاق، در باورم فتح کردی...
رویای قشنگم، تو دیر میرسی...
و زمان،به اصرار های من بستگی ندارد...
نگاه کن چه ساده می نویسم!
من که کمترین نوشته ام،قصیده ای بود در مدحِ چشمانت...!
راست می گویند...
مردم سادگی را می پسندند
و من بیهوده می کوشیدم
که تو را در میان استعاره ها،پنهان کنم...
بیهوده می کوشیدم که
حرفهایم به خرجِ گوشهایی تارِ عنکبوت بسته برود...
برای تنها شدنم، انتظارِ شنیده شدن کافی بود...!
سوادِ عاطفی، عبارت است از: سکوتی که ترجمه نکردی!
اما صدایِ نگاهت را شنیدم،
که در گوشِ رویایم، با من از آخرین قاف در فرازهای بی عبورِ "عشق" صحبت میکرد...
"سحر_عبدالهی"
و این همان رویاییست که زیاد مرور میشود، در باوره ما...
اشکالش این است که زود از دهن می افتد و سرد شدن، مثل سقوط است...
از کوهی که با اشتیاق، در باورم فتح کردی...
رویای قشنگم، تو دیر میرسی...
و زمان،به اصرار های من بستگی ندارد...
نگاه کن چه ساده می نویسم!
من که کمترین نوشته ام،قصیده ای بود در مدحِ چشمانت...!
راست می گویند...
مردم سادگی را می پسندند
و من بیهوده می کوشیدم
که تو را در میان استعاره ها،پنهان کنم...
بیهوده می کوشیدم که
حرفهایم به خرجِ گوشهایی تارِ عنکبوت بسته برود...
برای تنها شدنم، انتظارِ شنیده شدن کافی بود...!
سوادِ عاطفی، عبارت است از: سکوتی که ترجمه نکردی!
اما صدایِ نگاهت را شنیدم،
که در گوشِ رویایم، با من از آخرین قاف در فرازهای بی عبورِ "عشق" صحبت میکرد...
"سحر_عبدالهی"
- ۹۶۴
- ۰۱ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط