-یع روز یع دخترع......)

-یع روز یع دخترع......)
-توپارک با دوستاش....)
-به اطراف نگاه کرد......)
-نگاش از یع چیزی رد شد......)
-ولی سریع برگشت!یع پسر خوشتیپ با یع دختر....)
-دست پسرع بود رو کمر دخترع.....)
-یع قدم رفت عقب با چشمای پر از اشک.......)
-هیشکی نفهمید......)
-قدم دوم اشک ریخت......)
-قدم سوم دوستاش میپرسیدن چی شدع.......)
-قدم چهارم از جوب رد شد......)
-قدم پنجم صدای ماشین🚗 از پشت میومد....)
-قدم ششم نگاه پسرع افتاد بهش......)
-قدم هفتم دست پسرع از رو کمر دخترع افتاد.....)
-قدم هشتم پسرع دوید طرفش....)
-قدم نهم صدای مواظب باش پسرع.....)
-قدم دهم یه چیز خورد بع دخترع.......)
معلق رو هوا...سر خورد به جدول.....صدای جیغ دوستاش.... صدای آمبولانس🚑 صدای نور مهتابی....صدای چرخ برانکارد....صدای التماس پسرع....
-صدای بوق دستگاه.... ملافه سفید.......چشمای بسته....لباس مشکی مادر....وجود خالیع دختر.....کمر شکستع پدر.....پشمونیع پسر.....)
دیدگاه ها (۳)

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتبارون ریزی شروع شده بود و خیابون‌...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شدPT:6میا تکان نخوردصدای مادرش دوباره...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p35نینا نفس عمیقی کشید و از پشت ستون بیرو...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وچهارم | برادر گمشدهلانا و جونگکوک از کلیس...

پارت ۱ #پشت غرورتلندن.صبح زود بود و اِما با عجله توی خیابون ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

اتــاق 𝟕𝟎𝟕⁴«بالاخره برگشتی...»جونگکوک همون‌جا وایساد.«چی؟»پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط