میدانم که رفته است..

میدانم که رفته است..

اما باز هم هر صبح..

بی اختیار سلام میکنم و بی جواب سیگارم را
ناشتا اتش میزنم..
دیدگاه ها (۱)

برای توبرای چشمهایتبرای منبرای درد هایمبرای مابرای اینهمه تن...

سرت راروی شانه امجا گذاشته ای!تواین همه سالبدون سر..چگونه زن...

مرا ببخشکهبا دوریتزنــده امهنوز

-‏چنان یک کودک گریه کردم؛‏همان‌گونه خالی،‏همان‌طور بی معنی و...

سلام داده ام و یک جواب می خواهمجواب ، از لبِ عالیجناب می خوا...

سلام امیدِ منتظرانهر صبح که بلند می شوم ....آراسته رو به قبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط