بغلم کردن و هی ناز کشیدن...ممنوع!

بغلم کردن و هی ناز کشیدن...ممنوع!
دست دور کمرم حلقه...اکیدن...ممنوع!

روی زانو بنشینی و به صدها ترفند
از لبم مزه ی گیلاس چشیدن...ممنوع!

مثل یک مار که اطراف طلا میلغزد
تو در آغوش من...اینگونه خزیدن...ممنوع!
مرغ عشق منی!..آواز بخوان...ولوله کن
پر پرواز من!...از لانه پریدن ممنوع!

باغبانی و منم غنچه ی خوش رنگ و لعاب
غنچه را دست زدن...جامه دریدن...ممنوع!
چهره ام گل...بدنم گل...و سروپا همه گل...
گل برایم ز سر کوچه خریدن...ممنوع!
عصر یک جمعه بیا بهر ملاقات...ولی
سر ساعت به قرارم نرسیدن...ممنوع!
دیدگاه ها (۶)

خدا کند یه اتفاق خوب بیافتد وسط زندگیماناری همینجاوسط بی حوص...

شکسته ای دل مرا ...رعایتی نمی کنی...!چه شد که از مریض خود عی...

لب های تو لب نیست ! عذابیست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گا...

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیستمی رسم با تو به خانه، از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط