این یه عشقه بیب
این یه عشقه بیب
پارت : 31
تعجب کرده بودم چطوری به باند من حمله کردن همونجوری داشتم فضولی میکردم که یکی دیگشون گفت
_ اصن این چند روزه خبری از رزالین نیس
منم برای اینکه بهم شک نکنن گفتم
+ رزالین کیه دقیقا
همون مو بلونده شروع کرد به توضیح دادن
_ خب ببین رزالین یه مافیاس که اسم واقعیشو نگفته و تو مافیاها اسمشو رزالین گفته ببین هیچکس اسمشو نمیدونه و اینکه رزالین هیچوقت صورتشو به کسی نشون نمیده و میگن هرکسی که دیده توسط رزالین کشته شده
+ خب خیلی مافیا خطرناکیه؟
_ خب اره میشه اینجوری گفت
+ اگه شماها رزالین رو ببینید چیکار میکنید
_ اگه من ببینم اون ماسک صورتش رو درمیارم تا ببینم چه شکلیه و مجبورش میکنم اسمشو بگه
در خونه باز شد و جونگکوک و تهیونگ اومدن داخل تعجب کردم که تهیونگ هم اومده
یکی از اون پسرا گفت
_ جونگکوک شنیدی که به باند رز حمله شده
_ اره شنیدم باند رز هیچکاری نکرده انگار رزالین سر به نیس شده
تهیونگ با چشمای غمگینش نگاهم کرد فقط اون بود میدونست من رزالینم
این قیافه سه تا پسره چقد اشناس
وایسا ببینم نکنه همونایی باشن که توی بار نه نه این امکان نداره
پارت : 31
تعجب کرده بودم چطوری به باند من حمله کردن همونجوری داشتم فضولی میکردم که یکی دیگشون گفت
_ اصن این چند روزه خبری از رزالین نیس
منم برای اینکه بهم شک نکنن گفتم
+ رزالین کیه دقیقا
همون مو بلونده شروع کرد به توضیح دادن
_ خب ببین رزالین یه مافیاس که اسم واقعیشو نگفته و تو مافیاها اسمشو رزالین گفته ببین هیچکس اسمشو نمیدونه و اینکه رزالین هیچوقت صورتشو به کسی نشون نمیده و میگن هرکسی که دیده توسط رزالین کشته شده
+ خب خیلی مافیا خطرناکیه؟
_ خب اره میشه اینجوری گفت
+ اگه شماها رزالین رو ببینید چیکار میکنید
_ اگه من ببینم اون ماسک صورتش رو درمیارم تا ببینم چه شکلیه و مجبورش میکنم اسمشو بگه
در خونه باز شد و جونگکوک و تهیونگ اومدن داخل تعجب کردم که تهیونگ هم اومده
یکی از اون پسرا گفت
_ جونگکوک شنیدی که به باند رز حمله شده
_ اره شنیدم باند رز هیچکاری نکرده انگار رزالین سر به نیس شده
تهیونگ با چشمای غمگینش نگاهم کرد فقط اون بود میدونست من رزالینم
این قیافه سه تا پسره چقد اشناس
وایسا ببینم نکنه همونایی باشن که توی بار نه نه این امکان نداره
- ۳.۸k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط