سه داستان کوتاه زیبا
سه داستان کوتاه زیبا
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
روزی روستاییان تصمیم گرفتند برای بارش باران دعا کنند در روزیکه برای دعا جمع شدند تنها یک پسربچه با خود چتر داشت ،
این یعنی ایمان...
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
کودک یک ساله ای را تصور کنید زمانیکه شما اورابه هوا پرت میکنید او میخندد زیرا میداند اورا خواهید گرفت این یعنی اعتماد...
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
هر شب ما به رختخواب میرویم ما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده برمیخیزیم با این حال هر شب ساعت را برای فرداکوک میکنیم این یعنی امید.
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
برایتان "ایمان ، اعتماد و امید به خدا" را آرزو میکنم
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
روزی روستاییان تصمیم گرفتند برای بارش باران دعا کنند در روزیکه برای دعا جمع شدند تنها یک پسربچه با خود چتر داشت ،
این یعنی ایمان...
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
کودک یک ساله ای را تصور کنید زمانیکه شما اورابه هوا پرت میکنید او میخندد زیرا میداند اورا خواهید گرفت این یعنی اعتماد...
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
هر شب ما به رختخواب میرویم ما هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده برمیخیزیم با این حال هر شب ساعت را برای فرداکوک میکنیم این یعنی امید.
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
برایتان "ایمان ، اعتماد و امید به خدا" را آرزو میکنم
- ۴۷۸
- ۲۷ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط