گر باد شوم، برتو و زیدن نگذارند*

گر باد شوم، برتو و زیدن نگذارند*
ورحسن شوم،روی تودیدن نگذارند*
این رسم قدیم است که درگلشن مقصود*
برخاک بریزد گل و چیدن نگذارند*
دیدگاه ها (۴)

باز می خواهم تورا پیدا کنم*با تو شاید خویش را معنا کنم*

گمان مبرکه فراموش کردمت هیهات*ز پیشم ارچه برفتی، نرفتی از یا...

گویند حریفان که چرا دل بتو دادم*من دانم و دل، مردم بی درد چه...

میگویند شیشه ها احساس ندارنداما من روی شیشه بخارگرفته اطاقم ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط