A love that begins with jealousy ✨

A love that begins with jealousy ✨
part20:

ات: جیهوپ اههههه لطفا اههه
جیهوپ ویو:
دیگه انتظار نکشیدم شروع کردم لبام رو روی لبای شیرین ات گذاشتم، لباش خیلی خوشمزست ولی ناراحتم چرا همراهیم نمیکنی ات؟
جیهوپ: ات... چرا همراهیم نمیکنی (با لحن کیوت)
ات:خیلی کیوت شده بود ولی من دیگه نمیخواستم ناراحت بشه و لبامو گذاشتم روی لباش گردنش رو با دوتا دستام حلقه کرده بودم. جیهوپ مرسی که تو زندگیم اومدی، مرسی که امید من شدی، دلیل زندگی من توی هوپی، دیوونتم، عاشقتم...(درحال بو*سیدن و تو ذهن حرف زدن)

ویو جیهوپ:
ات داشت همراهیم میکرد، خوشحال شدم، دستای باریکش رو دور گردنم حلقه کرده بود جوری بدن هامون به هم نزدیک بود که ضربان قلب سانشاینم رو میشنیدم و حس میکردم همین طور که میبوسیدمش نزدیک مبل بغل اتاق میشدیم....

پارت بعدیی...... 😊✨
دیدگاه ها (۰)

A love that begins with jealousy ✨(داخل کامنتا✨)

A love that begins with jealousy ✨ (اسمات بگید بفرستم)

A love that begins with jealousy ✨ لباسی که ات پوشید:

A love that begins with jealousy ✨part19:جیهوپ: باشه سانشاین...

A love that begins with jealousy ✨part 13:ویو جیهوپ: نزدیک ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط