پادشاه قلب من کشور

پادشاه قلب من کشور
‌‌‌‌‌‌‌

گشایی می کنی

بر دل و برجانِ من
فرمانروایی می کنی

تازمین وآسمان درگردش و
درحرکت است

با دو چشمِ مست و زیبا
دلربایی می کنی.
دیدگاه ها (۸)

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده ...

قایقی شکسته ام قدریمرمت کن مرا خسته از نامردمیقدری محبت کن م...

دستور مصرف داروها نوشته شده توسط یک دختر مهربون روستایی برای...

تو فطریه عشقیواجب شده ای بر من

وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی درواژه های شعر من گوی...

امشب قلم با یادتو نغمه سرایی میکنددر قالب شعر غزل بس خود نما...

می نویسم از تو و خودکار شاعر می شوددایره در دایره پرگار شاعر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط