دوست دارم که یک شبه

دوست دارم که یک شبه
شصت سال را
سپری کنم ،
بعد بیایم و با عصایی در دست ،
کنار خیابانی شلوغ منتظرت شوم ،
تا تو بیایی و مرا نشناسی،
ولی دستم را بگیری
و از ازدحام خیابان عبورم دهی .
دیدگاه ها (۱۰)

نه دستم به بودنت می رسد و نه توان فراموش کردنت را دارم از یا...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

#شکرگزاری خدایا، در این صبح نوین، بابت یاری‌ات سپاسگزارم از ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

ارغوان خوشگلبلای من:)))میخواستم خیلی زودتر برات پست بزارم ول...

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

پارت ۳۱

تهیونگ که کلمه‌ی «ته‌دیگ» رو از سال پیش خوب یادش مونده بود، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط