داخل اتاقم بودم برا خودم حرف میزدم

داخل اتاقم بودم برا خودم حرف میزدم
یهو با صدای نسبتا بلندی گفتم:
"زیباترین مرگ...
مامانم از داخل پذیرایی با صدای نسبتا بلندتری گفت:
"زیبا ترین مرگ...مرگ به دست مادر است:|"
فعلا در اتاقمو قفل کردم:|||

پند این داستان واقعی:هرگز جلوی مادرتون نگین میخاین بمیرین=/
*من بابامو میخامT-T*


#ببعی_معتاد🍷
دیدگاه ها (۳۴)

حصلم پوکید ناشناص بزارین😐👐سوالات و انتقادات رو میپذیریم😐💫htt...

جواب ناشناص😐😑🔪کسایی ک دارن اذیتت می‌کنن و نذار تو پستت تا بی...

وقتی قرص ماه کامل میشه فقط تو کنار من میمونیاین قشنگ ترین حس...

هرگز برای محبت گدایی نکن"...#ببعی_معتاد🍷

I can be myself with himPart⁸⁶ساعت دو نصفه شب بود..تقریبا طر...

سم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "8" "ویو جئون آنجلینا" تم...

رقص مرگ و عشقP¹موهامو گرفت و از ماشین کشوند بیرونپرتم کرد رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط