آرزوهایم را به پاهایت گره زده ام
آرزوهایم را به پاهایت گره زده ام؛
با هر آمدنت بهاری میشوم که دلِ بهارِ واقعی را میلرزاند
و با هر رفتنت پاییزم هیچ دیدن ندارد! شب هایم را به دلتنگی ات؛
و صبح را به حسرت تنت گره زده ام؛ اگر باشی ببین چه میشود!
هوایم را به هوای تو گره زده ام؛ ببین اگر هوایم را نداشته باشی چه میکشم ...
با هر آمدنت بهاری میشوم که دلِ بهارِ واقعی را میلرزاند
و با هر رفتنت پاییزم هیچ دیدن ندارد! شب هایم را به دلتنگی ات؛
و صبح را به حسرت تنت گره زده ام؛ اگر باشی ببین چه میشود!
هوایم را به هوای تو گره زده ام؛ ببین اگر هوایم را نداشته باشی چه میکشم ...
- ۲۲۸
- ۳۰ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط