رمان ملک قلبم

رمان ملک قلبم

پارت ۳۶

فروشنده، مبارک باشه

دیانا، ممنون خوب عزیزم الان کجا بریم

ارسلان، میخوای بریم اون مغازه

دیانا، آره

ارسلان، هر کدوم رو خواستی بگو بیام ببین

دیانا، یه کت شلوار ست ورداشتم یه بولیز با یه سارافون مشکی که روش گل بود همرو پوشیدم ارسلان اوکی داد یه سارافون قرمزم برداشتم دور از چشم ارسلان

ارسلان، خوب همینا

دیانا، اوهوم

ارسلان، لباس هارو حساب کردم اومدیم بیرون
خوب دیگه چیزی نمیخوای

دیانا، چرا هودی پافر پوتین جدید

ارسلان، اینا رو هم گرفتیم رفتیم سوار ماشین شدیم

این چندتا پارت هدیه من به شما که منو به ۲۱۰ تایی رسوندید
۲۲۰ تاییمون ایشالا
دیدگاه ها (۱۴)

پارت ۹ رمان ملک قلبم دیانا، لباس عقد بود دستم به زیپش نمی‌رس...

پارت ۱۰ رمان ملک قلبم دیانا، مرسیارسلان ،خواهش میکنم ببین فق...

رمان ملک قلبم پارت ۳۵... چند ساعت بعد ...دیانا، پاشو بریم ار...

رمان ملک قلبم پارت ۳۴دیانا، منم بعد اون بوسه یه جوری شدم ولی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط