هر جا که حرفت شد همان دم گریه کردم

هر جا که حرفت شد همان دم گریه کردم
خود را به یک گوشه کشاندم گریه کردم

جای تو غم را بو کشیدم با نوازش
بر روی زانویم نشاندم گریه کردم 

هر روز خوابیدم که شب بیدار باشم
هر شب نشستم شعر خواندم گریه کردم

باران که زد با بغض پشت رل نشتم 
در التهاب شهر راندم ، گریه کردم 

تا آشنایی دیدم از حال تو پرسید 
جایت سلامت را رساندم ، گریه کردم

تار سفیدی بین موها دیدم امروز
آنقدر بر خود خیره ماندم ، گریه کردم
دیدگاه ها (۱)

تو همان دیرکرده ی منی ک با آمدنت دنیایم بهشت شد..دوستت دارم ...

🍁 🍂 🍁 گر ڪسی عاشق رخسار تو باشد چه ڪند؟طالب دولت دیدار تو با...

‌‌بُرد آرام دلـــم ، یــار دلارام کجاست آ...

‌ مهربانی ، سرنوشت ِ عشق هاست سرگذشـتِ نوربــــاران ِ خداستم...

عاشقانه های شبنم

#اخرین_پیچ#پارت_19 -ات...ات صدای منو می شنوی؟ + هااا -صبح بخ...

#چندپارتی #هان#استری_کیدز {Mafia in my home}part¹⁶.....ویو ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط