مثل کبوتران شما گرچه می پرم

مثل کبوتران شما گرچه می پرم

آنها کبوترند و من از جنس دیگرم
 
 دیوارها فضای دلم را گرفته اند

دیگر هوای پرزدن افتاده از سرم
 
 این شهر بسته بال مرا؛ این حصارها

تا آسمان کشیده شده در برابرم
 
 گاهی برای بال زدن، آسمان کم است

یا صحن قدس باید و یا گنبد حرم
 
 آقای من! ببخش اگر بال من شکست

بر من مگیر خرده اگر کم میاورم
 
 این روزها ببخش اگر دیر میرسم

گاهی اسیر خانه و فرزند و همسرم
 
 مثل کبوتران شما، نه ! هنوز نه

مانده است تا قبول کنی یک کبوترم
دیدگاه ها (۵)

روز هشتم...مثل کبوتران شما گرچه می پرمآنها کبوترند و من از ج...

مثل کبوتران شما گرچه می پرمآنها کبوترند و من از جنس دیگرمدیو...

مثل کبوتران شماگرچه میپرمآنهاکبوترند و من ازجنس دیگرمگاهی بر...

خورشید روشن است به لطف چراغتانقل می زند غذای جهان بر اجاقتان...

▪▪▪▪▪▪داغ داریم نه داغی که بر آن اخم کنیم مرگمان باد که شکوا...

صدای پای تو در گوش کوچه ها جاری ستو گریه آخر این ماجرای تکر...

داغ داریم نه داغـی که بر آن اخم کنیم مرگمان باد اگر شکوه ای ...

داغ داريم نه داغي كه بر آن اخم كنيم مرگمان باد كه شكواييه ا...

داغ داريم نه داغي كه بر آن اخم كنيممرگمان باد كه شكواييه از ...

علی عبدالرضایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط