شاید......

شاید......

از لحظه ای که عاشقم شدی
چراغم، نور بیشتری میدهد
دفترهایم
شکوفه کرده اند
اوضاع عوض شده!
من کودکی شده ام
که باخورشید بازی میکند
و. وقتی از تو نویسم
حس میکنم
پیامبرم!!!
دیدگاه ها (۲)

در وادی عشق ِ تــو دلم خسته ترین استوای از دل دیوانه که دل ب...

به راستی زن بودن کار مشکلی است..مجبوری مانند یک کدبانو رفتار...

واقعا قشنگهﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ " : ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ...

نیایش شبانه:‎خدایا ...شب شد ...دلها به فردا امیدوار شد؛چشم ه...

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

«فکر نکنم کسی قبلاً اینطوری درباره‌ی لبخندم چیزی گفته باشه.»...

نه نه نه نباید اینجوری میشد برای یه لحظه حتی باورم نمیشد باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط