آقا اتوبان داشتم لايي ميکشيدم يه زانتيا اومد کنارم گفت: د

آقا اتوبان داشتم لايي ميکشيدم يه زانتيا اومد کنارم گفت: داري لايي ميکشي؟
گفتم نه دارم واست عربي ميرقصم
گفت کنترل نامحسوس ام
بزن بغل شاباشتو بدم!
دیدگاه ها (۵)

یه بار با رفیقم رفتیم تولد مخاطب خاصش،خیلی باکلاس بودن، از ا...

آقا دیگه کار از ابرو برداشتنو؛ شلوار قرمز پوشیدنو؛ ساپورت پو...

ول خط سوار تاکسی شدم 1نفر مونده بود تاکسی پر شه بعد نیم ساعت...

آروم،،،آروم،،،عید سعید فطر داره دانلود ميشه.پیشاپیش مبارک. █...

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

رومان عشقم مافیا پارت 39 اخر این پارت اخر رومانم ھست از زبان...

رومان عشق مافیا پارت 28این پارتش جنایی میشہاز زبان ا/تاز کوک...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

رمان

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

رومان عشق مافیا پارت 20 از زبان کوکسرم رو پاش بود به صورتش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط