من ،

من ،
با تو راه می روم ،
حرف می زنم ...
وز شوق ِ این محال ،
که دستم به دست توست ،
من ...
جای راه رفتن ،
پرواز می کنم .........
دیدگاه ها (۲)

💕 شده آیا بزنی پیش خودت داد خودت راببری از سر خود خاطره و یا...

💕 هیچ عینکیدوری تو رانزدیک نمیبیند...

💕 حتی در آخر پاییز هممن را بشمارندباز بی تویک نفر هستم ...

زن اگر عاشق نباشدنه قرمه سبزی جا می‌اُفتد نه چروک های پیراهن...

شوق

احساس می کنم خیلی دور رفتی و در درونم هنوز تو را صدا می زنم ...

سناریو / شوگا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط