زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر

من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر
من گرفتم تو نگیر

بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر

یاد آن روز بخیر

زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر
من گرفتم تو نگیر

یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم

تک و تنها بودم

زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر
من گرفتم تو نگیر

بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان

بودم از جمع خوشان

خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر
من گرفتم تو نگیر

ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم

بستر راحت و نرم

زن مگیر؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر
من گرفتم تو نگیر

بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم

مستحق لگدم

چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر
من گرفتم تو نگیر

من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام

خر همسر شده ام

می دهد یونجه به من جای پنیر
من گرفتم تو نگیر
#طنز_شاد_خنده_دار😜😁
دیدگاه ها (۷)

سخت‌است‌‌عاشقشوی‌...ویارنخواهد!دلتنگ‌'حرم'باشے..و'ارباب'نخوا...

هوای چشام بدجوری ابریهدلم تنگه و غرق بی صبریهچه حس غریبی چه ...

بعضی وقتا... یه چیزی تو گلوت گیر میکنه...  که نفستو میبره......

وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَآن...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

ارباب مغرور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط