ﻭﺍﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﺮﯾﺨﺖ ,

ﻭﺍﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﺮﯾﺨﺖ ,
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺑﺎﻭﺭﻡ ,
ﺣﺎﻝ ﻣﺮﺍ ﻧﭙﺮﺱ ﮐﻪ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎ ﻣﺮﺍ
ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﻡ ....
دیدگاه ها (۴۳)

کسی که نشسته استهمیشه خسته نیستشاید جایی برای رفتن نداشته با...

چیـــد بـــالـم را و در های قفس را بـــاز کردروز آزادی ست از...

من: سایه ای که در شب مهتاب دیده ایاصلا خیال کن که مرا خواب د...

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم؟ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه ک...

خوشحالم که.....

بسم الله الرحمن الرحیم لحظه ای تفکر!!1 - باﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ ﻫﻤﻪ...

خیلی متن قشنگیه👌ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎیﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط