.

.
غلت میزند روی شانه ی سمت چپ
نوک دماغش میخورد به نوک دماغم
میخندد...
چشمانِ بدونِ میکاپ اش برق میزند
نفس گرم اش میرسد به لبم
موهایش را کنار میزنم
موهایش را نفسِ عمیق میکشم
از پیشانی نوازش میکنم تا زیر چانه اش
آبِ دهانش را قورت میدهد
میگوید لطفا قصه بگو برایم
میگوید لطفا صدایت را صاف نکن و قصه بگو!
میگویم چشمانت
سرش را کج میکند و میگوید همین؟!
میگویم تمام قصه چشمان توست
در آغوشم میگیرد
انگار که باران به زمین رسیده باشد... #علی_سلطانی

نظرتون در مورد عکس و متن؟!!
دیدگاه ها (۶)

کدوم کپشن رو میپسندین؟!📝 بگذار...من بیشتر دوستت بِدارَمبیشت...

#عاشقانه

تمام دل خوشی ام،شور عاشقانه ی توستدو چشم منتظرم تا همیشه خان...

#عکس نوشته#عاشقانه

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

پارت ۳۱گای دستش را بالا اورد و جلوی نور خورشید را گرفت.اشعه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط