می کند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا

می کند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا
می کشد نرگس مست تو به میخانه مرا

متحیر شده‌ام تا غم عشقت ناگاه
از کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا
دیدگاه ها (۶)

آنکه آدم هست وعاشق نیستکیست؟زندگی بی عشقاگر باشد ...همان جان...

خنده ات زلزله بود ودل من مسکن مهرنیشخندی زدی واین دل من آوا...

مادرم، عشق تو را قاتل جان می داند چشم و ابروی تو را آفت جان ...

جسارت نباشد بانوولی چشم های زیبای تو از پـــای درمی آورد هر ...

عشق یعنی بودنت حال مرا شیدا کندعشق یعنی رفتنت قلب مرا تنها ک...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

می بینی آن دلربا را🥲تشنه لبم می کندحصن خدا داده رااشک ترم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط