اسم رمان : هنوز تصمیم نگرفتم

اسم رمان : هنوز تصمیم نگرفتم

پارت ۱


عصر بود ، تقریبا دور و برای ساعت ۵ ، خسته بودم و حوصلم سر میرفت .
درسته همیشه از خونه موندن خوشم میومد و بهم ارامش میداد اما تصمیم گرفتم برم و یکم پیاده روی کنم پس لباس پوشیدم گوشی و هدفونم رو برداشتم و کلافه از خونه زدم بیرون .
هدفونم رو روشن کردم و به گوشیم وصلش کردم ، اهنگ گذاشتم و به راه افتادم .
نزدیکای خونم یه پارک تقربا بزرگ وجود داشت که جای مناسبی برای پیاده روی بود و من بیشتر اوقات به اونجا میرفتم .
من عاشق اهنگ گوش کردنم و بهم یه حس خوبی میده که دوست دارم دوباره برم سمتش !
تقربا ده دقیقه بود که داشتم اهنگ گوش میکردم که نگاهم به کنار پیاده رو افتاد .
هیچوقت نمیدونستم کنار پارک یه جنگل وجود داره ، پس بیخیال پیاده روی شدم و رفتم تا ببینم اونجا چخبره ....


ادامه دارد......


☆☆☆☆☆☆
دیدگاه ها (۱)

اسم رمان : هنوز انتخاب نشدهپارت ۲ راهم رو به سمت جنگل کج کرد...

صرفا جهت اینکه بگم قرار نیست پارت ها شرطی باشن اما انتظار حم...

اگه بخوام رمان بذارم میخونید؟؟حمایت میشه؟

I can be myself with himPart⁴[ویو نیلسو]رسیدم خونه..لباسمو ع...

My uncle (part 70)

بوسه مرگ"پارت ۲"ویو ا.ت: (از این به بعد ناری رو ا.ت مینویسم)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط