دلم لرزید اوجودم مرگ را احس کرد

دلم لرزید اوجودم مرگ را احس کرد
نه این که ترس ازمرگ دارم فقد از گریه های مادرم 💞💓😎
دیدگاه ها (۵)

این قدر زجر کشیدم که از جهان سیر شدم صورتم گرچی جوان هست اما...

یک نگا کردی بسویم رفت ایمان از سرم تانبینم چشم مستت کی مسلما...

چرا مغرور میگردیم تواین دنیایی دوروزه به زیر خاک میفته بدن ی...

به تنگ دستی قناعت کن که سلطانی خطر دارهزمین را گرشویی مالک ت...

"حس تنهایی دارم مثل هیسونگی که پشت در های هابل شب تا صبح گری...

دیروز مشهد رو زدن مامانبزرگم از ترس داشت می لرزید بعد نمی دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط