صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی

صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی
برگ صبـوح سـاز و بده جام یک منی


در بحـر مایی و منی افتـاده‌ام بیار
می تا خلاص بخشدم از مایی و منی

#حافظ
دیدگاه ها (۱)

‍میشود در شش جهت حکمش روان چون آفتابهر که را بر سر گذارد تاج...

صبح دولت میدمد،کو جام همچون آفتابفرصتی زین بِه، کجا باشد؟ بد...

ساقی دمید صبح، علاج خمار کنخورشید را ز پردهٔ شب آشکار کنشب...

چه خوشست باده خوردن به صبوح درگلستانکه خبر دهد زِ جنت دم صبح...

ارباب منPart12لیا:صدایی از پشت سرم امد که برگشتم که با دیدنش...

میگم من الان که داشتم پارت ها رو نگاه میکردم متوجه یه چیزی ش...

{ love } part ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط