خلاصه پسر صدفی

خلاصه پسر صدفی
یه پسری بود که مادرش یه آدم خاص بود که مروارید تولید میکرد و با یه آدم معمولی آشناشد و یه پسر به اسم جوها( مروارید) به دنیا اوردن.
پدر این پسر میمیره و همه قرض های پدرش رو زن و بچش باید پس بدن.
از اونجایی که مادر جوها مروارید تولید میکرد جوها هم این محبت رو از مادرش به ارث برد
بعد اینکه یه رییس شرکت این رو فهمید از جوها برای پول درآوردن سواستفاده کرد.
یه پسر به اسم دوشیک پیدا شد و عاشق اون شد. اونا شروع خوبی نداشتن و دوشیک به بدترین حالت ممکن فهمید که جوها مروارید میسازه. اما اون براش مهم نبود که جوها چجور آدمیه عاشق بود و اونها باهم از دست چو یون وول( رییس همون شرکت)فرار کردن و به سئول رفتن و اما چو یون وول دست از سر اونا برنداشت و آدم فرستاد دنبالشون و... کلی چیز دیگه که در آخر چو یون وول جوها رو گروگان گرفت و به دوشیک گفت که اگه از صخره پایین نپره اونو میکشه
جوها و دوشیک از صخره میپرن و جوها حافظشو از دست میده...
دیدگاه ها (۰)

جه شین عاشقتممانهوای آواز شبانه شیطان

نترس تیر خورد تو شونم!... همش تقصیر منه! اگه هیون سوک رو توی...

نمدونم چی بگمفالو کن*-*

واییی ته جوی منشبی در ساحل*-*

میشه لایک کنی O_o

part.19.که به بچه ها گفته بودن که بابا هاشون کین و چرا نمی ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط